پست‌ها

سیمون دوبووار

تصویر
سیمون دوبووار در جریان جنگ و اشغال فرانسه در کنار سارتر است و در شهرت تازه او سهیم می شود. با آزادی فرانسه، فلسفه اگزیستانسیالیسم با موفقیت در همه جا پا می گیرد که هر دو در ترویج این نظریه سهیم اند. طی سال های 1944 تا 1946 آثار گوناگونی در زمینه رمان، رساله و مقاله و حتا قطعات نمایشی خلق می کند. عضو کمیته نگارش در  نشریه مشهور" دوران جدید " می شود . در سال 1949، به هنگام شرکت در یک کنفرانس در آمریکا با نلسون آلِگرِن [1] ( 1981 -1919) نویسنده آمریکایی آشنا می شود و میان این دو رابطه یی پرفراز و نشیب و دردناک شکل می گیرد. در 1949 سیمون دوبووار کتاب " جنس دوم [2] " را منتشر می کند که یک رساله در باره شرایط زنان است و سر وصدای فراوانی بر پا می شود. این اثر در 1953 با ترجمه به زبان انگلیسی موفقیت عظیمی در انگلستان و آمریکا به دست می آورد. با چاپ رمان دیگری به نام " ماندَرَن ها [3] " در سال 1954، شهرت نویسنده بیش از پیش مستحکم می شود. این رمان که به مسایل پس ازجنگ می پردازد، برنده جایزه گنکور می شود. ادامه متن [1] Nelson Algren [2] ...

پیکاسو و موزه سیاهان

تصویر
در اوایل سده بیستم، برای دیدن  آن چه که " هنر سیاه پوستان " نام دارد، تنها یک مکان موجود بود و آن موزه " قوم نگاری سیاهان " در تردوکادوی پاریس بود. پابلو پیکاسو روزی به دیدن این موزه می رود: در برابر ماسک بزرگ و مجسمه می ایستد و به فکر فرو می رود. خود می گوید: " تنها بودم . می خواستم برگردم. نمی توانستم.  ماندم و ماندم. فهمیدم چیز خیلی مهمی است. در من چیزی می گذشت. نه؟  فهمیدم چرا نقاش شده ام." عکس: پابلو پیکاسو در  کارگاه نقاشی " باتو – لاووآر " ( Bateau-Lavoir - قایق شستشو خانه) در سال 1908. ساختمانی در منطقه مونمارتر پاریس که بیشتر هنرمندان، شاعران و نقاشان آن روزگار از جمله ماکس ژاکوب در آن زندگی می کردند . این نام را نخستین بار گیوم آپولینر شاعر برجسته فرانسوی بر آن نهاد. ساختمان فرسوده در اثر یک آتش سوزی در سال 1978 به کلی سوخت، اما آن را باز سازی کردند و اکنون جزو میراث ملی فرانسه محسوب می شود. پیکاسو در باره این ساختمان که زمستان های بسیار سرد و تابستان بسیار گرمی داشت می نویسد: " می دانم که روزی به آن باز می گردیم . این ...

ژان پل سارتر: اسپی نوزا یا استاندال؟

تصویر
ژان پل سارتر از روزگار جوانی  نمی خواست در حصار یک نوع ادبیات و فلسفه باقی بماند و آرزویش این بود که هم زمان هم اسپینوزا باشد و هم استاندال. او با به چالش کشیدن سبک ها و ژانر های ادبی گوناگون نویسندگان بزرگ سده بیستم، به نگارش متفاوتی دست زد و به شیوه خود نوشت و در این امر کاملا موفق شد. رمان " تهوع" مانند بسیاری از رمان های میان دو جنگ، از جمله رمان های سِلین و دریولاروشل، شرح حال یک مرد تنهاست. اما این کتاب از طریق تصویرهایی که در رمان می آید و نیز شیوه و تکنیک روایتش و هم چنین بهره گیری از مفهوم فلسفی " امکان واحتمال [1] "، خواننده را دعوت می کند تا مانند قدم زدن در یک گردشگاه عمومی، خود ببیند و تجربه کند. شیوه روایت سارتر از اسطوره های یونانی " الِکتر " و " اورِست" [2] در نمایش " مگس ها" شیوه یی مهم در نشان دادن  مفهوم آزادی انسان است: اورست اقدام خود را به منزله یک زایش نو نشان می دهد.... لطفا ادامه را در زیر بخوانید: [1] Contingence [2] Electre –Oreste   در اساطیر یونان پس از آن آگاممنون پدر اورست ب...

نویسندگان و ماجرای دریفوس

تصویر
بسیاری از نویسندگان فرانسوی، زیر فشار روی دادها یا به هواداران دریفوس می پیوندند یا با آن مخالفت می کنند. برجسته ترین آنان که بر بی گناهی دریفوس تاکید دارند، امیل زولا، شارل پگی و آناتول فرانس می باشند. ضد دریفوس ها هم به چند گروه تقسیم می شوند و فعال ترین آنان، یعنی موریس بارِس و شارل موراس به ویژه در پیرامون فرهنگستان فرانسه گرد می آیند. ماجرای دریفوس چنان تاثیری در میان بخشی ازمردم که آنان را "روشنفکر [1] " می خوانند به وجود می آورد که تاثیر خود را بر ادبیات نیز به جا می گذارد و جای مهمی را در رمان نویسی این زمان اشغال می کند. موضوع های دو رمان آناتول فرانس به نام " انگشتر یاقوت" و " موسیو بِرژِرِه در پاریس" بازسازی فضای ضد یهودی در میان محافل گوناگون است. قهرمان این دو رمان " موسیو برژره " است که به دفاع از دریفوس می پردازد که در چشم مردم و برخی روزنامه ها، شخصی بیمار و کینه توز به حساب می آید. " مارتَن دو گار" نویسنده دیگر فرانسوی در رمان " ژان باروآ " ( 1913)، شخصیت های رمانش را با ماجرای مبارزه برای آزادی...

پل وِرلِن

تصویر
نشانه های شوم زَُحَل در شعر پل وِرلِن   " بارها، این رویای غریب و شگفت را می بینم از زنی ناشناس که دوستش دارم و دوستم می دارد و هر بار، نه شبیه خودش است و نه شبیه کس دیگر، مرا دوست دارد و مرا می فهمد. او مرا در می یابد و  قلب روشنم را. افسوس تنها اوست که می تواند از نگرانی برهاندم. تنها اوست که می تواند پیشانی نمناک و رنگ پریده ام را با اشک های خود طراوت بخشد. آیا گیسوانش قهوه یی، طلایی یا بلوطی رنگ است؟ نمی دانم. نامش؟ تنها به یاد می آورم که شیرین و خوش آهنگ است هم چون نام عاشقانی که از زندگی رانده شده اند. نگاهش هم چون نگاه خیره تندیس هاست و آوایش از دوردست، آرام و بم است چون زیر و بالای آواهایی محبوب که خاموش شده اند."                                                                              " شعر های زحلی" در سال 1866، ورلن در سن 22...

آناتول فرانس

تصویر
.... خجالت آور است. یواشکی توی تاریکی می کشند. چرا این جوری؟ برای این که خجالت می کشند. آقای رییس " گِرِوی" که مرد بسیار با هوشی است ، عملا اعدام را لغو کرده و دیگر این کار صورت نمی گیرد. چرا جانشینانش از او تقلید نمی کنند؟ امنیت افراد در یک جامعه مدرن متکی بر شکنجه و وحشت نیست. مجازات اعدام از سوی بسیاری از ملت های اروپایی لغو شده است، بدون آن که در آن جا جرم و جنایتی بیشتر از آن کشور هایی صورت گیرد که در آن این عمل شنیع هنوز به مورد اجرا گذاشته می شود. حتا در جایی که هنوز این عادت سخت وجود دارد، تا حدودی ضعیف و عقب افتاده است. گیوتین دیگر  قدرت بازدارندگی ندارد و این دستگاه بد شکل بی فایده است. تنها به خاطر اصول زنده مانده است. این اندیشه عدالت که می توان یک باره سری را به شدت از تن جدا کرد، امروزه با اخلاق ناشی از علوم طبیعی  متزلزل شده است.[ اخلاقی که راه را برای اندیشه مربوط به سرنوشت بیولوژیکی باز می کند] و از ان جا که بدیهی است مجازات اعدام در حال مرگ است، عقل و خرد اجازه می دهد که این مجازات بمیرد. موسیو فرمون گفت: حق با شماست. مجازات اعدام ، از زمانی که دیگ...

مارسل پروست: زندگی یک نویسنده

تصویر