پست‌ها

پل وِرلِن

تصویر
نشانه های شوم زَُحَل در شعر پل وِرلِن   " بارها، این رویای غریب و شگفت را می بینم از زنی ناشناس که دوستش دارم و دوستم می دارد و هر بار، نه شبیه خودش است و نه شبیه کس دیگر، مرا دوست دارد و مرا می فهمد. او مرا در می یابد و  قلب روشنم را. افسوس تنها اوست که می تواند از نگرانی برهاندم. تنها اوست که می تواند پیشانی نمناک و رنگ پریده ام را با اشک های خود طراوت بخشد. آیا گیسوانش قهوه یی، طلایی یا بلوطی رنگ است؟ نمی دانم. نامش؟ تنها به یاد می آورم که شیرین و خوش آهنگ است هم چون نام عاشقانی که از زندگی رانده شده اند. نگاهش هم چون نگاه خیره تندیس هاست و آوایش از دوردست، آرام و بم است چون زیر و بالای آواهایی محبوب که خاموش شده اند."                                                                              " شعر های زحلی" در سال 1866، ورلن در سن 22...

آناتول فرانس

تصویر
.... خجالت آور است. یواشکی توی تاریکی می کشند. چرا این جوری؟ برای این که خجالت می کشند. آقای رییس " گِرِوی" که مرد بسیار با هوشی است ، عملا اعدام را لغو کرده و دیگر این کار صورت نمی گیرد. چرا جانشینانش از او تقلید نمی کنند؟ امنیت افراد در یک جامعه مدرن متکی بر شکنجه و وحشت نیست. مجازات اعدام از سوی بسیاری از ملت های اروپایی لغو شده است، بدون آن که در آن جا جرم و جنایتی بیشتر از آن کشور هایی صورت گیرد که در آن این عمل شنیع هنوز به مورد اجرا گذاشته می شود. حتا در جایی که هنوز این عادت سخت وجود دارد، تا حدودی ضعیف و عقب افتاده است. گیوتین دیگر  قدرت بازدارندگی ندارد و این دستگاه بد شکل بی فایده است. تنها به خاطر اصول زنده مانده است. این اندیشه عدالت که می توان یک باره سری را به شدت از تن جدا کرد، امروزه با اخلاق ناشی از علوم طبیعی  متزلزل شده است.[ اخلاقی که راه را برای اندیشه مربوط به سرنوشت بیولوژیکی باز می کند] و از ان جا که بدیهی است مجازات اعدام در حال مرگ است، عقل و خرد اجازه می دهد که این مجازات بمیرد. موسیو فرمون گفت: حق با شماست. مجازات اعدام ، از زمانی که دیگ...

مارسل پروست: زندگی یک نویسنده

تصویر

" ادبیات روزگار طلایی"

تصویر
آندره ژید و رومن رولان دوران سرخوشی و رشد تکنولوژی عبارت بالا، ظاهرا به سال های نخستین سده بیستم در فرانسه اشاره دارد که به آن " دوره خوب و طلایی " می گویند. در واقع،این عبارت را کسانی به کار می برند که پس از آزمون نخستین جنگ جهانی، نگاهی به پشت سر و به گذشته پیش از جنگ دارند. این درست است که سیزده سال نخست سده بیستم، معرف دگرگونی های عمیق است. فرانسه طی این سال ها، از یک ثبات سازمانی پس از انقلاب 1789 برخوردار می شود و نظام جمهوری به صورتی پایدار و محکم مستقر می گردد. پول کشور از ثبات برخوردار می شود و از حیث بین المللی و اروپایی به اهدافش می رسد. همه این ها شرایط را برای ایجاد فضای سرخوشی از نظر برنامه های نمایشی ، باله های روسی، تئاتر های بولوار و سرگرم کننده فراهم می سازد. نوآوری های تکنولوژی با این خوش بینی ها چندان بیگانه نیستند: هوانوردی به ویژه به وسیله " رولان گاروس "، ایجاد برق، نخستین تلاش برای سینما و هنر فیلم برداری، توسعه و سرعت در روند ارتباطات، کمک به سرگرمی و لذت های تازه در زندگی و تغییرات نگرش از جهان از جمله آن اند. نمایشگ...

" هایکو " شعر شرقی

تصویر
رحمت بنی اسدی بسیاری از شاعران معاصر فرانسه تحت تاثیر فرم و شکل شعر شرقی به نام " هایکو [1] " هستند. کوتاه بودن این نوع شعر و نیز نشاط و سرزندگی و تناسب طبیعی شعر و آن چنان که روژه مونیه [2] توصیف می کند: " درک و دریافت  یک شی چنان که هست در لحظه یی از الهام و هشیاری اش." سبب علاقمندی شاعران فرانسوی به این گونه شعر شده است. هایکو یا هایکایی [3] یک نوع شعر کوتاه با شکلی ثابت است . این شعر از ده سیلاب تشکیل می شود و عبارت است از دو مصراع پنج سیلابی  قالبی و یک مصراع هفت سیلابی. هایکو از سال 905 میلادی در ژاپن به وجود آمده است و در سده های میان هفدهم تا نوزدهم، بزرگ ترین استادان این نوع شعر را می توان باشو، بوسون، ایسا و شیکی [4] نامید.  خوانندگان مغرب زمین نخستین بار  از طریق ترجمه هایی که  ار.آش. بلایت [5]  به دست می دهد و چاپ مجموعه یی از هایکو ها در سال های 1952 و 1953 با شعر های هایکو آشنا می شوند.  در سال 1925، پل کلودِل در اثر خود به نام "  گردشی از طریق ادبیات  ژاپنی [6] " در باره ویژگی های شاعران سرزمین آفتاب تابان...

پاریس در ادبیات

تصویر
پاریس، خیابان کنستانتین 1865 پاریس – شهرستان: ضدو نقیض ( آنتی تز) اجتماعی توسعه و مرکزیتی که در پایتخت وجود دارد، فاصله میان پاریس و شهرها را در سده نوزدهم زیاد می کند. این فاصله یا ضد و نقیض منشا به وجود آمدن رمان های زیادی است. بی حوصلگی، عدم تحرک و کهنگی شهرستان در برابر اصالت و شکوه پاریس قرار می گیرد. پاریس به تنهایی " تئاتر چیز های بزرگ " می شود ( استاندال، سرخ وسیاه ). برای درک و شناخت بهتر این ناسازگاری گاه غم انگیز از دو جهان، رمان نویسان سده نوزدهم علاقه زیادی به روابط میان پاریس و شهرستان دارند؛ به شهرستان ها سفر می کنند و از سنت ها، عروسی ها، حرفه  یا شانس شهرستانی ها می نویسند. بالزاک در رمان های " صحنه های زندگی پاریسی " و " صحنه های زندگی شهرستانی" این دو را باهم مقایسه کرده است. در رمان های سده نوزدهم به ویژه در اغلب رمان های آموزشی، قهرمان داستان بیشتر اوقات یک شهرستانی است که به پاریس می آید تا شانس و اقبال خود را بیازماید وبه موفقیت دست یابد ( ژولیئَن سورِل، لوسیئَن روبامپرِه و..) اما پاریس همان گونه که " اِلد...

پنجره ها از بودلر

تصویر
                                                               و می بالم بر خویشتن که در رنج دیگران به جز خود زیسته ام پنجره ها  از بودلر " آن کس که از بیرون از ورای پنجره ی گشوده یی می نگرد، هرگز همه چیزهایی را نمی بیند که کسی از پنجره بسته می نگرد. چیزی ژرف تر،  پر رمز و راز تر، بارورتر، تیره تر و خیره کننده تر از پنجره یی نیست که در پس آن شمعی روشن باشد. آن چه را که می توان در آفتاب دید، از آن چه در پس پنجره می گذرد، جذاب تر نیست. در این سوراخ سیاه یا روشن زندگی جاری است، خواب زندگی را می بیند،  رنج را می زیید. از آن سوی بام های انبوه، زنی تهی دست، میان سال و چین بر چهره را می بینم که بی وقفه بر روی چیزی خم شده است و هرگز بیرون نمی رود. من سرگذشت، یا ...