پست‌ها

مارسل پروست: زندگی یک نویسنده

تصویر

" ادبیات روزگار طلایی"

تصویر
آندره ژید و رومن رولان دوران سرخوشی و رشد تکنولوژی عبارت بالا، ظاهرا به سال های نخستین سده بیستم در فرانسه اشاره دارد که به آن " دوره خوب و طلایی " می گویند. در واقع،این عبارت را کسانی به کار می برند که پس از آزمون نخستین جنگ جهانی، نگاهی به پشت سر و به گذشته پیش از جنگ دارند. این درست است که سیزده سال نخست سده بیستم، معرف دگرگونی های عمیق است. فرانسه طی این سال ها، از یک ثبات سازمانی پس از انقلاب 1789 برخوردار می شود و نظام جمهوری به صورتی پایدار و محکم مستقر می گردد. پول کشور از ثبات برخوردار می شود و از حیث بین المللی و اروپایی به اهدافش می رسد. همه این ها شرایط را برای ایجاد فضای سرخوشی از نظر برنامه های نمایشی ، باله های روسی، تئاتر های بولوار و سرگرم کننده فراهم می سازد. نوآوری های تکنولوژی با این خوش بینی ها چندان بیگانه نیستند: هوانوردی به ویژه به وسیله " رولان گاروس "، ایجاد برق، نخستین تلاش برای سینما و هنر فیلم برداری، توسعه و سرعت در روند ارتباطات، کمک به سرگرمی و لذت های تازه در زندگی و تغییرات نگرش از جهان از جمله آن اند. نمایشگ...

" هایکو " شعر شرقی

تصویر
رحمت بنی اسدی بسیاری از شاعران معاصر فرانسه تحت تاثیر فرم و شکل شعر شرقی به نام " هایکو [1] " هستند. کوتاه بودن این نوع شعر و نیز نشاط و سرزندگی و تناسب طبیعی شعر و آن چنان که روژه مونیه [2] توصیف می کند: " درک و دریافت  یک شی چنان که هست در لحظه یی از الهام و هشیاری اش." سبب علاقمندی شاعران فرانسوی به این گونه شعر شده است. هایکو یا هایکایی [3] یک نوع شعر کوتاه با شکلی ثابت است . این شعر از ده سیلاب تشکیل می شود و عبارت است از دو مصراع پنج سیلابی  قالبی و یک مصراع هفت سیلابی. هایکو از سال 905 میلادی در ژاپن به وجود آمده است و در سده های میان هفدهم تا نوزدهم، بزرگ ترین استادان این نوع شعر را می توان باشو، بوسون، ایسا و شیکی [4] نامید.  خوانندگان مغرب زمین نخستین بار  از طریق ترجمه هایی که  ار.آش. بلایت [5]  به دست می دهد و چاپ مجموعه یی از هایکو ها در سال های 1952 و 1953 با شعر های هایکو آشنا می شوند.  در سال 1925، پل کلودِل در اثر خود به نام "  گردشی از طریق ادبیات  ژاپنی [6] " در باره ویژگی های شاعران سرزمین آفتاب تابان...

پاریس در ادبیات

تصویر
پاریس، خیابان کنستانتین 1865 پاریس – شهرستان: ضدو نقیض ( آنتی تز) اجتماعی توسعه و مرکزیتی که در پایتخت وجود دارد، فاصله میان پاریس و شهرها را در سده نوزدهم زیاد می کند. این فاصله یا ضد و نقیض منشا به وجود آمدن رمان های زیادی است. بی حوصلگی، عدم تحرک و کهنگی شهرستان در برابر اصالت و شکوه پاریس قرار می گیرد. پاریس به تنهایی " تئاتر چیز های بزرگ " می شود ( استاندال، سرخ وسیاه ). برای درک و شناخت بهتر این ناسازگاری گاه غم انگیز از دو جهان، رمان نویسان سده نوزدهم علاقه زیادی به روابط میان پاریس و شهرستان دارند؛ به شهرستان ها سفر می کنند و از سنت ها، عروسی ها، حرفه  یا شانس شهرستانی ها می نویسند. بالزاک در رمان های " صحنه های زندگی پاریسی " و " صحنه های زندگی شهرستانی" این دو را باهم مقایسه کرده است. در رمان های سده نوزدهم به ویژه در اغلب رمان های آموزشی، قهرمان داستان بیشتر اوقات یک شهرستانی است که به پاریس می آید تا شانس و اقبال خود را بیازماید وبه موفقیت دست یابد ( ژولیئَن سورِل، لوسیئَن روبامپرِه و..) اما پاریس همان گونه که " اِلد...

پنجره ها از بودلر

تصویر
                                                               و می بالم بر خویشتن که در رنج دیگران به جز خود زیسته ام پنجره ها  از بودلر " آن کس که از بیرون از ورای پنجره ی گشوده یی می نگرد، هرگز همه چیزهایی را نمی بیند که کسی از پنجره بسته می نگرد. چیزی ژرف تر،  پر رمز و راز تر، بارورتر، تیره تر و خیره کننده تر از پنجره یی نیست که در پس آن شمعی روشن باشد. آن چه را که می توان در آفتاب دید، از آن چه در پس پنجره می گذرد، جذاب تر نیست. در این سوراخ سیاه یا روشن زندگی جاری است، خواب زندگی را می بیند،  رنج را می زیید. از آن سوی بام های انبوه، زنی تهی دست، میان سال و چین بر چهره را می بینم که بی وقفه بر روی چیزی خم شده است و هرگز بیرون نمی رود. من سرگذشت، یا ...

بودلر و واحه یی ترسناک در یک کویر ملال

تصویر
بخش سوم بخش های گوناگون مجموعه گل های بدی  را می توان به عنوان  مراحلی از یک سفر برای کاوش بدبختی ها و فقر انسان مورد توجه قرار داد. شعرهای آغازین گل های بدی نشان می دهد که انسان  دچار کاستی و عیب است و به  راهی  می رود که مظهر  عجیب شیطان مدرن به نام ملال و خستگی است و بنابراین موضوع های مربوط به ملال را باز گو می کند. اگر جهان یک دوزخ باشد، گل های بدی بودلرسفری به درون این دوزخ مادی و معنوی است و شاعر راهنمای این سفر می باشد و آماده بیرون راندن همه ریاکاری هاست. خواننده این مجموعه نیز در این سفر از این همه وضوح بی ترحم هراسان می شود. در بند مشهور " خواننده ریاکار - مانند من - برادر من !" نشان می دهد که شاعر نیز به عنوان یک انسان طعمه بدی است. حداقل او می داند که چگونه باید با آن کنار آید و به ما – به عنوان خواننده- هشدار می دهد تا چشم ها را نبندیم. تغزل گرایی شخصی بودلرشیفته جهان شمولی است و یک برادری در هنگام فاجعه و سقوط را اعلام می کند و از این نظر زبان "فرانسوا ویون " شاعر ناکام دوره قرون وسطا را به یاد می آورد.

بودلر و نقد های هنری و ادبی

تصویر
بخش دوم در این سال ها، سه زن قلب بودلر را تسخیر می کنند و هر سه منبع الهام  اشعار شاعر در مجموعه " گل های بدی " می شوند. یکی از این زنان – همان گونه که یاد شد – ژان دووال بازیگر تئاتر  بولوار است که اینک الکلی شده ، شاعر را فریب می دهد و از حیث اخلاقی او را ویران می سازد، در عین حال که پایدار ترین رابطه های عاشقانه را با شاعر دارد. بودلر در سال 1847 با " ماری دوبرَن [1] " که او نیز یک  هنرمند است و به نظر می رسد چهره یی مبهم ودست نیافتنی دارد، آشنا می شود. رابطه شکستنی او که می خواهد الگوی مادر- فرزند  مهربان و در عین حال موذیانه یی برای شاعر داشته باشد، در برخی از شعر های گل های بدی می آید. بودلر هم چنین به مدت پنج سال طی سال های 1852 و 1857 در سکوت خود عاشق " آپولونی ساباتیه [2] " می شود وشعر هایی ناشناخته  و پر از شور عرفانی و جسمانی برایش ارسال می دارد. مادام ساباتیه برای شاعر یک وسیله و موضوع حالت خیالی عجیب و غریبی است: زنی کاملا  آراسته و شکل و شمایل زنان خوش گذران دوره امپراتوری دوم را دارد و دوستدار ادبیات و هنر است. او احساس وظیفه نسبت ...