پست‌ها

ژوزه (خوزه) ماریا دو اِرِدیا

تصویر
.....جاذبه تمدن های ناپدیدشده ، به شاعر حس پوچی می دهد." زمان می گذرد. همه می میرند. حتا سنگ مرمر فرسوده می شود." تنها ماده آهنین که در شعر به کار می رود، آن را از مرگ نجات می دهد و رویاهای شاعر  را جاودانه می کند واز " این سنگ مرمر در حال ویران " ، " خدایان زنده " می سازد. شعر " فراموشی " از اوردیا را می خوانید: " فراموشی " معبد ویرانه یی در بالای پرتگاه است. و مرگ در این بیشه  الهه های  مرمرین و قهرمانان برنزین را در هم آمیخته است در سبزه زاران تنهایی، شکوه به خاک سپرده شده اند. گاه، تنها، چوپانی که گاو هایش را برای آب دادن می برد در بوقش سرودی از عهد کهن را می دمد که پر می کند فضای آسمان آرام و افق دریا را و آبی لاجوردی بی پایانی که رنگ سیاه به خود می گیرد.  زمین مادر و مهربان به خدایان کهن  در هر بهار بیهوده هشدار می دهد، در هر خیمه یی ، کنگری سبز می شود؛ اما انسان بی تفاوت به رویای گذشتگان مان، از اعماق شب های  خاموش، بی لرزش گوش می دهد     به دریایی که از شدت افسوس آرام می گرید  ....د...

لو کنت دو لیل

تصویر
در آثار  لوکنت دو لیل، یک احساس صمیمیت سر ریز شده به ندرت دیده می شود و برعکس " یک نوع بیهودگی و پوچی همراه با هتک حرمت " را می توان مشاهده کرد ( شعر نمایش دهندگان). از سوی دیگر، می توان در شعر از یک صلابت و ایستادگی انسانی سخن گفت که طی آن رنج انسان به حدی می رسد که به یک مطلق تبدیل می شود.  می توان این رنج را طعم و مزه نابودی خواند: " رنج ها و بدی ها خیلی زنده اند و مرگ بهترین است." شاعر، بدبین نسبت به رنج، ظلم و ستم و خشونت براین باور است که بدکاران و مشتی ( حیوان وحشی و بزدل) تمامی جهان را احاطه کرده اند و دسته یی هیولا ما را به هرج و مرج تهدید می کنند. از این رو، جای چندان شگفتی نیست اگر " شعر های بربر " او به جنگ های خونینی اختصاص دارد که دنیا را در خود غرق می کنند....... استفاده از اسطوره و افسانه های کهن، مشخصه شعر لوکنت دولیل است و شعر او نشانه یی از جرم تاریخ است که در آن امید کشته می شود. . این نگرش آرمانی و گذشته نگر با تناقض روبه روست، زیرا شاعر در رویای یک بازگشت به دوره طلایی ریشه ها ودر فریبندگی نخستین عشق ها در گذشته است، اما...

تئوفیل گوتیه

تصویر
هنر آری، کار زیباتر در می آید، اگر شکل کار شورشی باشد [....] همه چیز می گذرد- هنر نیرومند یگانه جاودانه ست؛ تندیس نیم تنه مدنیت را نجات می دهد. خدایان خود می میرند، اما  شعر های پرشکوه می مانند قوی تر از مفرغ و برُنز تراش می دهم، می سایم و برش می دهم که رویای شناورت پا برجا بایستد در سنگی سخت! " مینا ها و حکاکی ها " اثر تئوفیل گوتیه گوتیه در دیباچه " میناها و حکاکی ها "  نظری هم به شاعران ایرانی از جمله به حافظ دارد ، آن جا که می گوید: [ من نیز ]مانند " گوته " در دیوان خانه اش / ازهمه چیز جدا مانده است/ و چون " حافظ" که گل های رُز را پر پر می کرد/ بدون ترس از توفان / که بر پنجره های فروبسته ام می کوبد / من ، به میناها و حکاکی هایم می پردازم.  بشنوید آن چه چلچلچه ها می گویند از: تئوفیل گوتیه                                                 

پارناسی ها و سمبولیست ها: ماجراجویان نوشتن

تصویر
شعر پارناسی:   یک ماجرا و یک حادثه برای نوشتن پارناس ، اثر رافائل، موزه هرمیتاژ، سنت پترزبورگ در جنبش پار ناسی، شاعر به عنوان " آخرین و غریب ترین انسان و محروم از عشق و دوستی " به " زندگی بی امان " ی تحویل داده می شود که در آن " ستم گر خشن " روزگار و نیز کابوس های یک نواختی و کسالت و تمسخر مردم همه جا حضور دارند. هم چنین شاعر " کسی است که حضور دارد تا احساس جاودانی زیبایی را به دیگران بفهماند " و با خیال خود " یک سرزمین واقعی و راستی " را ممکن سازد. ادامه ...

کشش و چالش ناتورالیسم

تصویر
با سبک ناتورالیسم، هدف نویسنده در زندگی تنها تولید و تکثیر رمان نیست، بلکه این سبک ابزار یک نظارت و مشاهده دقیق و یک تجربه از پدیده هایی مانند بیولوژیکی و اجتماعی می باشد که اجازه می دهد تا از جبرگرایی ناشی از وارثت و از محیطی  که رفتار انسان را شرطی می کند، پرده بردارد. در این جا تاثیر داروین ( 1891 -1809) طبیعی دان انگلیسی  و کلود بِرنار(1878 -1813) پزشک و روان کاو فرانسوی  به خوبی دیده می شود. این رمز گشایی " مکانیکی " از واقعیت به امیل زولا اجازه می دهد تا در مجموعه رمان های خود به نام خانواده " روگون – ماکار" ها، به درکی از جنبش ها در عمق اجتماع نایل آید و دگردیسی توده های ناشناس را با ماشینی کردن شهر ها در یابد. ادامه...

پارناس، رئالیسم، سمبولیسم، ناتورالیسم

تصویر
پارناس، رئالیسم، سمبولیسم، ناتورالیسم استاندال و بالزاک راه رئالیسم را باز می کنند. استاندال رمان را یک " آیینه " بدون انعطاف از واقعیت می خواند و بالزاک با کمدی انسانی خود، رمان را به عنوان یک ابزار آگاهی از اجتماع و آداب و  اخلاق اجتماعی و فردی معاصر می شناساند. فلوبر با وام گرفتن از این چشم انداز و با تعمیق در آن، نوشتن را یک کار و کم تر یک ماموریت می خواند؛ به این معنی که، دقت و توجه و جمع آوری اسناد و مدارک بیشتر از ذوق و الهام اهمیت می یابد و نویسنده ترجیح می دهد به جای سر ریزکردن سلیقه های شخصی خود، جانب درستی، انصاف و واقعیت را بگیرد. ادامه ...

ویکتور هوگو و ادبیات داستانی و نمایشی

تصویر
آخرین بخش هنگامی که روز فروش دومین و سومین بخش رمان بینوایان فرا می رسد، مردم پیش از ساعت 6 صبح برای خرید آن در مقابل کتاب فروشی صف می بندند و دو مامور پلیس اوضاع را کنترل می کنند. رمان در یک چشم به هم زدن به فروش می رسد. این پیروزی با نقد های زیادی همراه است. زیرا بینوایان ضد جریان زیباشناسی زمان خود است. گرایش موجود زمان، " فلسفه بی تفاوتی و آرامش [1] " است : نویسنده اجازه ندارد به طور مستقیم در اثرش دخالت کند؛ مکتب مسلط، هنر برای هنر است و بر اساس آن هدف یک اثر هنری، تنها خود هنر است. بنابراین، در این کتاب نه تنها شخصیت ویکتور هوگو بر سراسر رمان، سایه انداخته و در آن  تعصب و تفسیر گاه نرم و گاه انتقام جو دیده می شود، بلکه نویسنده برای خود یک ماموریت کاملا اجتماعی و سیاسی روشن و تاکید شده قایل است و در دیباچه رمان می نویسد: " تازمانی که به واسطه قوانین و آداب و اخلاق  ساختگی  اجتماعی و فردی، در مهد تمدن  طرد و محکومیت اجتماعی به وجود می آید و جهنم هایی شکل می گیرد و سرنوشت مرگبار انسان را ناشی از اراده الهی می داند،[...] تا زمانی که فقر وجهل بر روی...