پست‌ها

رمانتیسم 2 - سده 19، سده تضاد ها و رنج ها

·               نویسنده، دیگر یگانه قهرمان انسانیت نیست که در جست و جوی تاریخ خویش است، بلکه پزشکی است که  در پی کشف رنج  و درد های  بشری است: درد هایی مانند جهل و نا آگاهی، از خود بیگانگی و فساد. رنج ها و ناخشنودی های زندگی  که همیشه حضور دارند، اشکال گوناگون و تازه تری را به وجود می آورند که عبارتند از سرگردانی، اضطراب، انحطاط، اعتراض به عقلانیت و تلاش فاجعه بار برای ایده آل های دست نیافتنی. هم چنین گسست های مهم در زمینه زیبایی شناسی و اندیشه  که ادبیات این زمان بر روی آن بنا می شود، در انطباق اجتماعی، اخلاقی و فکری وهر آن چیزی قرار می گیرد که ایدئولوژی بورژوازی را در پایان این سده  تشکیل می دهد... سده نوزدهم در فرانسه، سده شگفتی است و هم زمان دو تصویر متضاد را در خود دارد: یکی بورژوای چاق و چله یی است که در کاریکاتورهای " دومیه  " نقاش، کاریکاتوریست و مجسمه ساز مشهور فرانسوی سده نوزدهم به تصویر کشیده شده است و دیگری جوان لاغر اندام و رنگ پریده یی است که در پالتوی سیاه وتنگ خود ...

رمانتیسم

تصویر
  بر اساس یک نظریه رمز گشای ژرمنی، شاعر یک "مجوس " و  ساحری است که اعماق زندگی و راز های جهان را مانند یک کتاب گشوده می خواند. او به طور راز آمیزی، آهنگی از روح را  که دوست دارد و ر می برد را با صدای هماهنگ طبیعت در هم می آمیزد. در نزد لامارتین، وینی، هوگو یا نِروال، این احساس زیبا و بزرگ با شکل شعر، ابیات و تصاویرآن گره می خورد ،نیروی خیالی که بر زمینه های ناشناخته باز می شود، ماندگار است و یک نوع ادبیات فراطبیعی و فوق العاده را هستی می بخشد. ·            رویا  و خیال در نزد رمانتیک ها، سفر به سرزمین دیگر و اغلب همراه با شگفتی های مدیترانه یی و مشرق زمین است و اجازه می دهد تا به طور عمیقی انسان و زمان شناخته شود. این نگاه و تفکر به شاعر نیروی پیامبر گونه می دهد و می تواند از عمق تاریکی آمدن " فرشته آزادی" و " نور خیره کننده " را مژده بدهد( ویکتور هوگو). ·         در این هنگام، مفهوم و نقش نوشتن تغییر می یابد: تغزل می تواند به سیاست تبدیل شود و سرنوشت فرد را دریک جن...

ادبیات فرانسه - گفتار، نوشتار و انقلاب

تصویر
آزادی بیان انقلاب فرانسه  با سازماندهی آزادی ها به عنوان نخستین حقوق شهروندی، حتا پیش از آزادی های مدنی، آزادی بیان را به عنوان یک حق بنیادی به ارمغان می آورد. دوره انقلابی راه را برای گسترش بحث و گفت وگو و مناظره  باز می کند. گفت و گو ها به کوچه و خیابان کشیده می شود؛ گردشگاه های " قصر سلطنتی [1]" به مکانی برای گفت و گو ها تبدیل می شوند؛ گویندگان در بازارها و محل های عمومی [2]  مطالبات پاریسی ها را بیان می کنند. در سال 1791، مجلس موسسان، آزادی نمایش و تئاتر را اعلام می کند. صحنه های نمایش به دادگاه هایی تبدیل می شوند که مانند تراژدی های " ماری – ژوزف کِنیه "، ارزش ها و فضیلت های جمهوری خواهان را ارج می گذارند، یا در  کمدی های متوسط، نظام گذشته را به محاکمه می کشند که مورد استقبال مردم قرار می گیرد. روزگار به ویژه انقلابی مجال می دهد تا فرهنگستان ها، باشگاه ها، انجمن ها، انجمن دوستداران سیاهان[3]، انجمن دوستداران حقوق بشر و شهروندی ، انجمن دوستداران قانون اساسی  و ده ها انجمن دیگر پا بگیرند. بحث های سیاسی عمومی  و گفتار به گفتار مسایل عموم تبدیل...

ادبیات و سادیسم - ساد

تصویر
دوناسین آفونس فرانسوا، مارکی منطقه ساد [1] ، مشهور به مارکی دو ساد نویسنده، فیلسوف، لیبرتن، سیاستمدار و آته ایست فرانسوی   در سال 1740 دریک خانواده قدیمی اشرافی زاده می شود.  در زندگی همواره خشونت جنسی را در آثار خود ترویج  می کند، از این رو واژه سادیسم از نام او می آید. در 14 سالگی به مدرسه نظامی می رود. و در 23 سالگی به پاریس باز می گردد. با هنرمندان و نجیب زادگان  مطابق میل و سلیقه خود رفت و آمد می کند. با این که عمویش معلم صومعه است، اما او خیلی زود نمونه یی از بی قیدی و زیر پا گذاردن اخلاق معرفی می شود. اندکی پس از ازدواج به عنوان " افراط در هرزگی " به زندان می افتد. دومین زندان او که به جرم مسموم کردن یک روسپی است، 6 ماه به طول می انجامد. ساد در نهایت به طور غیابی به مرگ محکوم می شود، اما به ایتالیا می گریزد. طی فرمانی که شاه صادر می کند، او را می گیرند و بخش بزرگی از زندگی اش را در سیاه چال های باستیل ،شارنتون و ونسن می گذراند. درطی این زندان های طولانی ، ساد شروع به نوشتن می کند و هم زمان با انقلاب و...

دو کلمه به شاعرانی که خواهند آمد

تصویر
از: دریترو آگولی * برگردان: رحمت بنی اسدی برای سرودن شعر های عاشقانه، زمان در اختیار مان نبود، هر چند همواره سرگشته عشق بودیم. میهن از ما سرود رهایی می خواست، و از ما آواز خوشه های گندم  طلب می کرد، وطن از ما شاعران نگون بخت می خواست تا ریشه های نادانی و جهل را بخشکانیم می خواست بر رودخانه ها سد ببندیم و چراغ سوسیالیسم را در روستا ها بر افروزیم. حیرت نکنید، هیچ، ای شاعران که پس از ما خواهید آمد، نیشحندمان نکنید به خاطر شعر هایی که نسروده ایم، به مرتاضانی در برابر تان می مانیم با تلی از گندم ها و زنجیر های گران. ما که چنان شبانی بی پایان را گذرانده ایم در بیداری، ما که بسی کار ها را سامان داده ایم، آیا برای سرودن دو بیت شعر عاشقانه لنگ بودیم؟ آیا به خواندن ترانه های " زیبارویان " توانا نبودیم؟ گمان مبرید که دل های مان از سنگ بود، می بایست می دیدید که چگونه  حسرت زیبارویان را داشتیم ! و زیر لب زمزمه می کردیم کلمات زیبا را در گوش شان! اما برای بیان آن ها زمان کوتاه بود زیرا...